|
بامخاطب های آشنا
|
من اینجا بس دلم تنگ است
هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم وپا در راه بی برگشت بگذاریم
آیا همین رنگ است؟
این پست با احترام تقدیم می شود به مدیر وبلاگ رستاخیز سوشیانت
احکام چند تن از متهمان دادگاههای موسوم به «کودتای مخملی» صادر شده و در بین نامهای مطرح شده نامی از سران اصلاح طلب متهم وزندانی به چشم نمی خورد. میزان جرم افرادی که حکم محکومیتشان صادر شده است نیزـــ بر اساس آنچه به شکل علنی از رسانه ایران نمایش داده شد ـــ بسیار کمتر از سران اصلاح طلب متهم و زندانی است. شکی نیست که مبنای صدور احکام قضایی اخیر اعترافات متهمان در مقابل قاضی دادگاه به عنوان مرجع صدور حکم و اداره کننده دادگاه بطور اخص و آنانکه که بیننده تصاویر تهیه شده از نمایشگاهها بودند به عنوان افکار عمومی بطور اعم،بوده است. صدا و سیمای ایران به همراه مقامات قضایی به خواست دولتمردان ایران با تهیه تصاویر از اعترافات و فرایند برگزاری دادگاهها عملا سعی نمودند ضمن همراه نمودن افکار عمومی با خود؛ تایید افکار عمومی را برای احکام صادره به نفع عدالت تعریفی خود مصادره نمایند.در آینده نیز احکام سران اصلاح طلبی که در مقابل قاضی و دوربین تلویزیون به اتهامات وارده اعتراف نمودند صادر خواهد شد.
در چنین فرایندی تکلیف دادگاه با آنانکه اتهامات وارده را نپذیرفته و حاضر به اعتراف نشدند چیست؟ و چگونه می توان موافقت و تایید افکار عمومی را پشتوانه صدور حکم برای اعتراف یا اقراری نمود که افکار عمومی آن اعتراف را مشاهده ننموده است؟
افکار عمومی عملا و به عینه مشاهده نموده اند که در پروسه محاکمه آقایان«عبداله رمضانزاده» و «محسن صفایی فراهانی»و « احمد زید آبادی» در مقابل دوربینهای صداو سیما و قاضی دادگاه به هیچ جرم کرده یا نکرده اعتراف ننمودند و لاجرم وقتی دلیلی مستندی هم بر محکومیتشان موجود نیست(چه آنچه اگر موجود بود قاضی یا دادستان هنگام انکار در محضر دادگاه بر علیه آنها برای رد انکار؛آنچنان که رویه کار دادگاهها است به آنها خصوصا و به افکار عمومی عموما اعلام می کرد) باید هرچه سریعتر آنها آزاد و باز داشت کنندگان آنها بدون دلیل می توانند و باید راسا توسط مدعی العموم تحت پیگرد قرار گیرند.قسمت اخیر پیشکش حضرات . جالب خواهد بود که متولیان دادگاه و برگزار کنندگان نمایش عمومی دادگاه حالا باید به افکار عمومی جواب دهند که 1- چرا علیرغم عدم اعتراف نامبردگان فوق تاکنون هیچ تصمیمی برای آزادی آنها صورت نگرفته؟ 2- اگر عدم اعتراف آنها به معنای عدم مجرمیت نیست چرا تا کنون اسناد جرم به افکار عمومی اعلام ویا به فرض محرمانه بودن افکار عمومی توجیه نشده ؟ 3- فردا و فرداها؛ دادگاه و متولیان امر با احکامی که بر علیه آنها صادر و علیرغم تمام قوانین حقوقی و قضایی ملی و بین المللی احکام به مرحله اجرا هم خواهد گذاشت چه پاسخی برای افکا ر عمومی که عملا خودشان بر علیه خودشان بسیج نموده اندو طلیعه هایش از هم اکنون قابل مشاهد ه است خواهند داشت؟
بعد التحریر: این پست آخرین پست من روی این وبلاگ است .پست بعدی را روی آدرس جدیدم روی بلاگر خواهید خواند.دوستانی که به این کمترین لطف نموده و مرا لینک داده اند مرحمت می نمایند و آدرس مرا به آدرس جدید تغییر می دهند.
كمتر از يك هفته پيش از آنكه آقاي دكتر «محمود احمدي نژاد»ريس جمهور معرفي شده به عنوان پيروز انتخابات به مقر« سازمان ملل» متحد پرواز نمايد ؛جديدترين بسته پيشنهادي خود را توسط وزير امور خارجه به نمايندگان كشورهاي عضو گروه« 5+1» تقديم كرد و در مورد محتواي اين بسته به خبرگزاريها و رسانه هاي داخلي و خارجي اعلام كرد كه ؛از نظر ما موضوع پرونده هسته اي ايران يك موضوع پايان يافته وپرونده اي مختومه تلقي شده و در اين بسته پيشنهاداتي در مورد مسائل مهم مديريت جهاني به گروه ارائه شده است.
يك هفته بعد از ارسال اين بسته و اين سخنان ريس جمهور معرفي شده به عنوان دهمين ريس جمهور به نيويورك و مقر سازمان ملل رفت و پس از آنكه در سالن مشغول سخنراني بود، هيئت هاي نمايندگي اكثر كشورهاي جهان در اعتراض به رفتارهاي متعدد ضد و نقيض دولتمردان ايران وخصوصا آقاي «احمدي نژاد»، اتفاقات جاري ايران، همچنين اصرار بيهوده آقاي «احمدي نژاد» بر رد فاجعه «هالوكاست» صحن مجمع عمومي سازمان ملل را ترك نمودند.تاثر ناشي از اين رسوايي جهاني هنوز با شدت به قوت خود باقي بود كه عده اي از اعضاي «سازمان مجاهدين خلق» در فرانسه جمعي از خبرنگاران را براي استماع خبر و عكسهاي مهم و جديدي از يك سايت فعال غني سازي اورانيوم در نزديكي «قم» و «تهران» به يك كنفرانس مطبوعاتي دعوت نموده و در اين كنفرانس با نشان دادن عكسهايي ماهواره اي پرده از فعاليت اين سايت برداشتند.هنوز اخبار ومستندات منتشر شده در اين كنفرانس مورد تاييد هيچ سازماني قرار نگرفته بود كه دولتمردان ايران پيش دستي نموده و در دستپاچگي آشكار ، با ارسال نامه اي به «آژانس بين المللي انرژي هسته اي» اخبار منتشره توسط «سازمان مجاهدين خلق» در كنفرانس خبري فرانسه را تاييد نمودند.
حال فرض بگيريد شما جاي دولتمردان جمهوري اسلامي هستيد. ريگي به كفش سياستتان نيست؛ريگي به كفش پرونده انتخابات رياست جمهوري دهمتان هم نيست؛ايضن ريگي هم به هيچيك از كفشهاي پرونده مهم و حساس پرونده هسته ايتان هم نيست.يك سازمان تروريستي بنام «مجاهدين خلق» هم دائم در پي آنست كه از شما آتوي سياسي و گاف خبري و بهانه براي آبروريزي پيدا كند.حالا شما يك بسته پيشنهادي به دنيا و نمايندگان آنها:(گروه 5+1)فرستاده ايد و در يك كنفرانس خبري و مطبوعاتي هم اعلام نموده ايد كه از نظر شما موضوع پرونده هسته اي ايران يك موضوع تمام شده است و محتويات بسته پيشنهادي ارسالي به سران جهان هم پيشنهاد براي مديريت برتر با همكاري دولتمردان ايران كه شفاف ترين مديران هستند مي باشد.حالا به آبرورزي و افتضاح سخنراني تان در سازمان ملل و بي اعتباري بي نظير جهاني كاري نداريم.
در چنين شرايطي به ناگاه همان سازمان شرور و تروريستي «مجاهدين خلق» خبر نگاران را در فرانسه به يك كنفرانس خبري و مطبوعاتي دعوت مي نمايد و با نشان دادن چند عكس ماهواره اي دقيق روي نقشه جغرافيا پرده از يك سايت فعال غني سازي اورانيوم شما در نزديكي قم وتهران كه شما( دقت كنيد!!!) يكسال پيش به آژانس فعاليت آنرا با آدرس دقيق اطلاع داده ايد بردارد.يكبار ديگر فرضيات فوق را به خاطر بياوريد اگر شما جاي دولتمردان ايران بوديد چه مي كرديد؟ ايا غير از اينست كه دستكم يك سال خوراك براي تمسخر «سازمان مجاهدين خلق» كه دچار اشتباه بزرگي شده است، به دست نياورده بوديد؟ ايا نبايد اينروزها بخش هاي متعدد خبري شما و از آنجمله بيست وسي برنامه هاي عادي خود را قطع و روي اين گاف بزرگ «سازمان مجاهدين خلق»مانور بدهد؟آيا نبايد اينروزها در سراسر ايران خيابانها مملو از بسيجياني باشد كه براي اين پيروزي نظام در برابر افتضاح سازمان مجاهدين مشغول پخش شيريني باشند؟و هزار اما و آياي ديگر؟؟
حالا يكبار ديگر چهره ريس جمهور معرفي شده توسط وزارت كشور و شوراي نگهبان به عنوان دهمين ريس جمهور ايران در كنفرانس خبري در نيو يورك،پس از شاهكار «سازمان مجاهدين خلق» را بخاطر بياوريد!آيا كمترين اثري از شادابي و بگو بخند و زهر خندهاي معمول وي در كنفرانسهاي خبري ،ميز گردها و مناظره ها در آن مشاهده نموديد؟
اما حقيقت اينست كه ايران كمترين تكرار مي كنم! كمترين! حساسيتي روي اين كنفرانس خبري سازمان مجاهدين نداشته و هيچ گونه واكنشي نسبت به آن از خود بروز نداده است.اما با كمال پرورويي و با صراحت وبي شرمي كامل به تمام رسانه هلي بين المللي دروغ خنده داري گفت كه؛ايران از يكسال پيش فعاليت اين سايت را به «آژانس» اطلاع داده است. گو اينكه آرشيو سازما ن بين المللي انرژي اتمي و دبيرخانه آن، دبيرخانه وزارت كشور ايران است و در اختيار«كامران دانشجو» كه بتوان هرگونه سند دروغي را در آن وارد نمود.ايران وقتي اقدام به نامه نگاري به«آژانس بين المللي انرژي اتمي » نمود كه حالا همه دنيا از وجود اين سايت مطلع بودند.به همين دليل بلافاصله با دستپاچگي به ژنو رفتند و فراموش كردند كه كمتر از بيست روز پيش رسما و در مقابل دوربينهاي بزرگ خبري و رسانه اي جهان اعلام نموده اند :كه از نظر آنها پرونده هسته اي ايران يك موضوع خاتمه يافته است .اما بر خلاف گفته صريح آنها خاتمه يافته نبود .به همين دليل برسر ميز مذاكره بر سر موضوع هسته اي نشستند.درد آور تر آنكه از تمامي مواضع قهرمانانه 4 سال گذشته خود به يكباره عقب نشيني نموده و باز هم درد آورتر آنكه تمام اين شكستها را به عنوان موفقيت جديد دولت ايران به شهروندان خود معرفي نمودند.اما فرض بگيريم شهروندان ايران به ماهواره و اينترنت دسترسي ندارند.آيا حافظه هم ندارند و اينهمه خبر ناسخ و منسوخ كه طي يك ماه و دوماه و..چهار سال به مردم داده مي شود مردمرا به فكر نخواهد انداخت؟
مي گويند معتادان آخرين كساني هستند كه از اعتياد خود آگاه مي شوند.آيا دولتمردان ايران هم آخرين افرادي هستند كه از گافهاي متعدد خود با خبر خواهند شد؟
من اين دانم كه نبشتم و بر اين گواهي دهم در قيامت؛و آن كسان كه آن محضرها ساختند ،ايشان را محشري و موقفي قوي خواهد بود،پاسخ خود دهند.
«تاريخ بيهقي»

در ميز گردي كه به ابتكار سيماي جمهوري اسلامي ايران با حضور«سعيد حجاريان» و «سعيد شريعتي» در شبكه 3 برگزار شد؛ظاهرا آقاي «شريعتي» اعلام نموده است كه : تعجب مي كند كه چگونه بعضي از دوستان وي كه در خارج از زندان هستند هنوز دچار تحول نشده اند.(نقل به مضمون) و اين حرف درستي است.چون به تلويح مي خواهد بگويد و تصريح كند كه آن تحول كه در او و در دوستان زندانش و از آنجمله :«ابطحي» و «عطريانفر» و به طريق اولي «حجاريان» صورت گرفته فقط و فقط ناشي از شرايط زندان و مخصوصا زندانهاي امروز ايران است. واين تعجب او براي رد گم كردن است براي بعضي ها. و اگر انشااله عمرش به دنيا باشد و از قفس اوين برهد مواضع او هم كماكان مثل مواضع دوستان گذشته اش بر همان سياق سابق خواهد بود.
«سعيد حجاريان» آزاد شد و اين شايد بهترين خبري بود كه طي 100روز گذشته رسانه هاي خبري رسمي كشور انتشار دادند و بلافاصله خبر آن چون بمب شادمانه اي در تمام رسانه ها،سايت ها، وبلاگها و رسانه هاي مجازي و موازي با جنبش سبز منفجر شد و شادماني را با خود به خانواده جنبش سبز هديه نمود.فرداي آنروز همان رسانه ها با شادماني زايدالوصفي خبر از ملاقات «عبداله نوري» با جانباز اصلاحات مي دادند.همه خبرها هم حاكي از نهايت رافت ومهرباني در پذيرفتن «عبداله نوري» توسط خانواده «حجاريان» بود.اين نقض كننده و مردود كننده تمام تلاشها و گزارشهايي بود كه طي 100روز گذشته رسانه هاي كودتا و در راس آن «صدا و سيماي» ايران و در راس همه آنها «دولت كودتا» سعي در اعلام و القاي آن داشت كه:بازداشت شدگان معترض به نتايج انتخابات نه تنها اعتراضي به نتايج انتخابات ندارند كه حتي به دليل اين نتايج و هدايت و رحمتي كه در اوين شامل حالشان شده؛ به اشتباهات اساسي در مواضع قبلي خود نيز پي برده و اكنون در يك چرخش صد و هشتاد درجه در پيشگاه ملت به اشتباه ديدگاهها و مواضع گذشته خود اعتراف نموده و ضمن آن؛ نتايج درخشان انتخابات دهم رياست جمهوري ايران را هم فاقد هرگونه تقلب و تخلفي مي دانند.
مغز متفكر اصلاحات كه تن نيمه جانش از فرداي اعلام نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري به بازداشتگاه و از آنجا به زندان اوين منتقل شده بود،پس از دو ماه بي خبري و نگراني جامعه و خانواده اش از وضعيت جسمي نامساعد و شرايط نامناسب او،در دادگاه موسوم به محاكمه عاملان كودتاي مخملي حاضر و به شهادت متني كه اعلام شد توسط وي نوشته و توسط«سعيد شريعتي» در صحن دادگاه قرائت شد؛به تلاش براي براندازي نرم و اشتباه در سايه تحليل نادرست از شرايط اقرار و ضمن اظهار ندامت و استعفا از عضويت در شوراي مركزي حزب «مشاركت ايران اسلامي»به خاطر گذشته سياهش از پيشگاه ملت عذرخواهي نمود.وي چندي بعد نيزجلو دوربينهاي صدا وسيماي ايران در ميز گردي كه به ابتكار سران كودتا طراحي و تنظيم شده بود حاضر و ضمن تكرار حرفهاي نوشته و خوانده شده در دادگاه ؛پرده از پروژه «تغيير ماهيت فكري و تنبه »خود در سايه ارشادات عالمانه دوستان اوين برداشت و چنان با گذشته خود خداحافظي نمود كه مي شد تصور نمود با اين مواضع نويافته بعيد است وي پس از زندان خانواده گذشته خود را بياد آورد.ظاهرا بايد اين فرايند طي مي شد تا «مرغ نيم بسمل آزادي » از قفس اوين بپرد.
ادامه منطقي اين پروژه اگر دقيق طراحي شده يا اتفاق مي افتاد؛ بايد به فاصله گرفتن «حجاريان»از دوستان ديروز كه بانوشتن ندامت نامه از آنها اعلام برائت كرده بود منجر شود.اولين نشانه هاي فاصله گرفتن هم آنست كه يا علي القاعده دوستي از دوستان ديروز را به حضور و ملاقات نپذيرد و يا اگربر اساس رافت اسلامي دوستي را به حضور پذيرفت ؛ از باب «امر به معروف و نهي از منكر» بايد موضوع گفتگوهاي بين آنها بحث ها و انديشه هايي باشد كه منجر به تغيير ميزبان شده است و در صداو سيماي ايران از آن سخن رفته است.نيز نشان دادن نشانه هاي صراط مستقيم نويافته به دوستان گمراه سابق.
اما «حجاريان» حالا آزاد است و دوستان سابق «عبداله نوري» را هم به خانه راه مي دهد و جالب تر آنكه محور بحث هاي آنها نه تنها بحث ميز گرد صدا و سيما نيست كه بر سر « سند تعاملات راهبردي اصلاحات» به گفتگو مباحثه مي نشينند كه شرايط اينجا شرايط اوين نيست. اين گزارشها البته از طريق رسانه هاي رسمي به دست نمي آيد اما نقطه عطف آن اينست كه رسانه هاي رسمي حالا قادر به تكذيب آن نيستند.
حالا حق با «سعيد شريعتي» است كه مواضع دوستاني كه بيرون زندانند با دوستاني كه در زندانند فرق مي كند. و به تعبير زيباتر مرحوم «حسين پناهي»::«.... شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندانبان هم زمان زمزمه می کنند. ...»
برآستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد


بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال مــاه به دور قــدح اشارت کـــرد
اول بگویم دو روز است سایت بلاگفا برایم قابل دسترس نبود. واما بعد:

ساعت 9/45صبح می رسم تهران. بلافاصله خودم را می رسانم به مترو . متروی میرداماد را سوار می شوم .خیلی خبری نیست.یعنی نه واگنها شلوغ است و نه در این جمعیت اندک آثاری از دستبند،شال یا یک نماد سبز مشاهده می شود.اما می رسیم به ایستگاه پانزده خرداد که صدای زیبای «یا حسین میرحسین»در داخل ایستگاه به گوش می رسد و پس از توقف همه سوار می شوند و «یا حسین میرحسین» را با خود به واگن می آورند .
ساعت ۱۰صبح است ایستگاه طالقانی پیاده شده ام و پیاده به سمت میدان هفت تیر می روم. با دوستم ساکن خیابان فرجام تهران تماس می گیرم و با او برای یک ساعت دیگر تقاطع شهید بهشتی و وزرا قرار می گذارم.صحبتم تمام نشده که گارد ضد شورش با تعدادقابل توجهی به سمت میدان درحرکتند.سریع می شوم شاید خبری باشد.نرسیده به میدان صدای بلند و پر تعداد«مرگ بر روسیه» به گوش می رسد.آفرین میدان به طور کامل سبز است و از همه طرف نه مثل مور و ملخ که مثل برگهای زیبای گل به طرف میدان سرازیرند مردمی که بوی شرافت می دهند و با صدای بلند شعار می دهند«یاحسین میرحسین»و سپس به دریای جمیعتی که در خیابان «کریم خان زند» گم می شوند ، می پیوندند.
سراشیبی خیابان مدرس را بالا می روم .یک راننده پراید به مردم نوید می دهد: «موسوی آمد» و جمعیت به سمت دریای خروشان محبت شتاب می گیرد.باید برای رسیدن به قرار پیاده بروم.اواسط خیابان یک بانوی میانسال ماشینش را از منزل خارج کرده و منظر دخترانش که مثل خودش نمادهای سبز دارند ایستاده و به ماشینهای در حال گذر علامت«V» پیروزی نشان می دهد و وقتی جواب می گیرد با شعف زاید الوصفی می گوید«ماهند این مردم .آفرین.احمقها می خواستند کلاه سر چه مردمی بگذارند» و یادم می آیدوحید دیروز می گفت : خبر داری سخنران پیش خطبه ها کیست؟ گفتم نه . گفت: آقای «احمدی نژاد» همان موقع به یاد سخنان آقای «صانعی» افتادم و حدیث:خدا را شکر که دشمنان ما را از احمقها قرار دادی!. احمقند که می خواهند این ملت هر روز دروغی جدید رااز آنها باور کنند.
به قول دوستی :آنروز که اینروزها را می تراشیدند آیا به فکر امروز می کردند؟
در مورد پسر مظلوم شهيد مظلوم دكتر «بهشتي» اخباري منتشر شده است كه عليرغم وثوق منتشر كنندگان ، اما به دليل احتمال خطا در انتقال اخبار و از طرف ديگر سختي قبول قساوت نظام تا به اين حد فعلا از آن مي گذريم.اما اخبار منتشر شده در مورد ساير بازداشت شدگان سياسي و غير سياسي پس از انتخابات 22خرداد هشتادو هشت و شدت برخورد و شكنجه با اين سرمايه هاي بزرگ نظام وانقلاب و چهره هاي مورد اعتماد امام ونظام بر تمام ناظران داخلي و خارجي ثابت شده است وشكي در رفتار وحشيانه با معترضان باز داشت شده به نتايج انتخابات نيست.تعداد قابل توجهي از مردم مظلوم كشور در جريان دفاع از كيان نظام ؟؟؟جان خودر ا از دست داده و بنابر اخبار موثق تعدادقابل توجهي هم تاكنون مفقود هستند.تعداد ي از هموطنان عزيز در جريان نا آراميهاي اخير به شدت مورد ضرب و شتم نيروهاي نظامي و انتظامي قرار گرفته و هنوز مرحمي بر آلام خود و خانواده هايشان نيافته اند.از طرفي يك سايت سياسي وابسته به يك جريان سياسي خبر از دفن مخفيانه دهها جنازه به شكل غير قانوني طي روزهاي اخير داده است.اخبار متعدد و ريز و درشت از اين دست طي سه ماه گذشته فراوان از منابع موثق و رسانه هاي رسمي و غير رسمي داخلي و خارجي به سمع و نظر افكار عمومي رسيده است.
در چنين شرايطي خطيب نماز جمعه ديروز تهران، در خطبه هاي خود سران اصلاح طلب و معترضين به نتايج اعلام شده انتخابات دهم بطور اخص و به وضع موجود به طور اعم را مخاطب قرار داده و اعلام كرد؛حوصله نظام براي مدارا با آنها تمام شده و به تلويح و با شدت اعلام كرد كه منتظر برخورد خشمگين نظام باشند.وي براي توجيه شرعي و تاريخي هشدار خود براي تنبيه به اصطلاح آنانكه روبه روي نظام ايستاده اند؛شواهدي از تاريخ سالهاي اوليه هجرت پيامبر و ولايت مولي علي(ع) را مورد اشاره قرار داد و اعلام كردكه مولي علي(ع) تاآنجا كه امكان داشت با مخالفان و حتي با دشمنان مدارا مي كرد اما وقتي كه مدارا سودي نداشت دست به خشونت زده و اقدام به بيرون آوردن چشم فتنه مي نمود.وي همچنين به سيره و روش خاص امام خميني در اول انقلاب و مشخصا سالهاي اوايل دهه شصت و برخورد با شخصيتهايي در راس نظام چون ريس جمهور و نخست وزير؟؟؟و حتي در سالهاي پاياني دهه شصت با مقامهايي بالاتر از اين و البته بدون ذكر نام از شخص (منتظري)اشاره كرده ، اخطار نمود كه در برخورد با خاطيان با هيچ كس رو در بايستي نخواهند داشت.
اما سئوال اساسي اينست كه با فرض قبول شباهت شرايط فوق با شرايط دوران ولايت مولي علي(ع) و با فرض قبول افراد و گروههاي مخاطب خطيب جمعه با فتنه گران زمان امام اول مسلمين، آيا اما م علي(ع) هم به سان اينروزها پيش از هر مذاكره و مدارا ابتدا به ساكن، فتنه را به كهريزك مي فرستاد و چشمش را درمي آورد و بعد به او اخطارمي داد يا نه پس از بارها مذاكره و دعوت به زيستن مسالمت آميز آنگاه كه احساس مي كرد مدارا چاره ندارد اقدام به درآوردن چشم فتنه مي كرد؟وباز آيا با قبول فروض فوق دختر مظلوم آقاي«جواد امام»ا ززن غير مسلماني كه وقتي مولي علي(ع) شنيد خلخال از پايش در آورده اند فرمود :«به راستي اگر مسلماني از شنيدن اين خبر قالب تهي كند حقا كه بر او ملامتي نيست» كمتر است كه امروز در خيابان ربوده مي شود و چادر از سرش كشيده شده و پس از يك روز بدون حجاب در قبرستان رها شده و حضرات مدافع نظام هم ككشان نمي گزد؟و به ولايت مولي علي (ع) تمسك وتشبه مي جويند.
اگر رفتارهاي اتفاق افتاده طي سه ماه گذاشته به زعم خطيب جمعه اين هفته تهران مصداق مداري اسلامي است و شرايط امروز شبيه به شرايط مولي علي و اين رفتارها هم شبيه رفتار مولي علي (ع) است به قول خواجه رندانحضرت لسات الغيب شيراز:
گر مسلماني از اينست كه حافظ دارد واي اگر از پي امروز بود فردايی

تو در نماز عشق چه خواندی که
سالهاست بالای دار رفتی و
این شحنگان پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند